وقتی پرواز بهانه ای است برای ماندن
روی دایره چشمانت می لغزم
و بر بستر سخت شب ماهرانه می غلتم
با غلط گیر افکار سیاهم هر بار که
هاشور می زنم ، ذهنم را
تصویرت ظاهر می شود
از پس زایش قطره ای دلتنگ
که شادمانه بر پهنای صورتم می غلتد
شاعرانه ، چون سنجاقکی
به گوشه لبهای من سنجاق می شود
گوشه لبهای من
همان خالکوبی رویاهای تو
یادآور ثانیه ای شد که رنگش کردم
و جای سالهای دراز فروختم...
حالا من در مرکز دایره به تماشای تو ایستاده ام
که در کنار نشسته ای
بچرخان ، این دایره را
که مرگ فاصله ها
تابع قانون گریز از مرکز است
آه... ، متنفرم از دایره
گوشه ای ندارد
خاطرم در آن
بی مخاطره آرام گیرد
نظرات شما عزیزان:
.gif)
برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.