خیلی سخته با بغـــــــــــض بنویسی با خنــــــــــــده بخوانند....
افتاده باشیم !!!!
سپید بِِمانیمـ.....
اَگه یه زن تــــــــــــــو رو اونقدر دوستـ داشته باشه که از آرزوهــــاش به خاطرت بگذره ، از خدا یه عمر تازه بخواه....
یه عــــــمر واسه خوشبَخت کردنش خیـــــــلی کَمه!
بی گناه پــــــای چوبه دارمیخندید، انگارنمیدانست دوره ضرب المثــــــل هاتمام شـــده ......
نَـــه،
شاید فرشتهای فصلها را به اشتباه
ورق زده باشــــد







برچسبها:
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگاه کن دلم داره چجوری میزنه.......
ببین حالش بدجورخرابه...........ببین چقدرمحتاج إیک نگاه توشده....؟!!
خدامن که بدی نکردم......من که همیشه خواستم بنده خوب إتوباشم چرا؟؟
من طاقت این همه بی محلی ابوالفضل روندارم.....خدامیخوام جدابشم امـــــــــاجرئت ندارم
فکرامیرمحمدم میکشه منو......فکرنبودنش کنارم میسوزونم......خدا یک راه نشونم بده...به بزرگیت قسمت میدم
خـــــــــــدا؟؟چی کم گذاشتم؟؟چکاربایدمیکردم که نکردم؟؟هآن؟!بگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
نفسم سخت بالامیاد.....دلــــــــــــــــــم مرگ میخواد....دوست دارم دستام روبگیری...
دلــــــــم میخوادبگیریم بغل بهم بگی نازی گریه نکن....من هستــــــــــــــم نگران نباش بنده من.!
زیادی توقع دارم ازت خدا؟؟؟؟؟؟






برچسبها:
سلام
سلام خـــــــــــــدای مهربون....خوبی؟.................
حال بنده های مومن و مهربونت خوبه.؟؟؟.....
تواین روزهایی که مهمون توشدیم به بنده هات چی میگذره؟؟خــــــــدایاخبرداری؟؟
خـــــــــــــدا من "پرگل" خیلی خسته ام...ازدست بنده ات....حتمامیپرسی کدومشون؟؟
ابوالفضل.....میشناسیش که؟؟همون که 10 ساله من رو زنش کردی.....ببخشیدکلفتش...
خدا؟من ازت سوال دارم.....
من که همه جوره درخدمت همسرم بودم.....کنیزمادرش شدم تا لحظه مرگش...
عشوه و نازم که معرکه بوده.....کم براش نذاشتم.....نفسم شده.....
خــــــــــداگوش میدی؟؟؟؟باتوأم هآ.....
اول زندگی من یادته؟؟آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دندونم....گوشم یادته؟؟؟؟خدایابیمارستانم یادته؟؟
من امروزخسته شدم....
خــــــــــــــــــــــــــداکی صدام رومیشنوی؟؟هآن!؟
من امیددهنده خیلی ازبنده هات شدم........تو؟امیددهنده من میشی؟امشب؟
امشب بهت نیازبیشتری دارم خدا
میای محرم و مسکن دلـــــــــــــــــــم بشی؟؟؟من بنده توهستم؟؟فراموشم کردی؟؟خدا؟
اشکم تمومی نداره...خدابیا...یکبارهم که شده بیامحرم ومسکنم شو.........................................
محتاجم سخت محتاج إ محتاجتم....
دستهایم یخ کرده ازبی محبتی آدم هایت...بیا.......






برچسبها:
گاهى وقت ها دلتنگ مى شم نه براى تو، براى احساسى كه با توداشتم
############
خـــــــــــدا ...
اينقدر تو خودم ريختم ،
که از سرمم گـذشــت...
دارم غـــــــرق ميشم ...
دسـتت کــــــجاست!!!
#############
گاهـــــي آدم دلـــــش ميخواهد کفش هايش را در بياورد،
يواشکــــي نوک پا نوک پا از خودش دور شـــــــــود،
بعد بزند به چاک فرار کند از خودش .....
################
وقتی کسی گفت: نمیتونم بی تو زندگی کنم ! یعنی بهنبودنت فکر کرده
##########
يک نفر
مُشت مُشت
بر دل تنگي ام،
دلشوره مي پاشد...!!!
################
بعد از تو
جواب تمام
" دوستت دارم" ها مرسي شد...
################
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم. هر کس که می آیدمسافر است. می شکند؛
هم نمازش را
هم دلم را






برچسبها:

این هفته ها ، خالی از حضورت می گذرند از روزگار من ...!
و من ...
ساکت و بی تکیه گاه نگاه لحظه هایم را بارانی می کنم...!
این هفته ها ، سکوت مهمان غمکده ی من است!
و تنهایی...
تنها همنشین غربت تلخ روزهایم ...!
این هفته ها ، تنها آوای زندگی من صدای گریه است
میان نمازهایوقت و بی وقت...
به جای دعاهای مستانه...!
این هفته ها ، لبخند متروک ترین پدیده ی روزگار من است!
و گریه ...
نام˚ آشنا ترین واژه ی این روزها ...
این هفته ها ، خدا بسیار نزدیک است !
همین طور بوی نیایش ...
نمیدانم چرا شبهای این دیار به این اندازه تاریک است...
این هفته ها ، زود می گذرند...
اما...
پایانی ندارند و من دست˚ خوش تکرار لجوجانه ی این تنهایی ام !
این هفته ها ، شبهایش مهتاب است !
اما...
زندگی برایم چشمی برای تماشا نگذاشته ...
این هفته ها ، آفتاب می تابد و گرما می دهد سردترین آواره ی زمین را...
اما ...
من هنوز سرد مانده ام ...!!!
این هفته ها ، گلها فاتحانه می رویند و قد می کشند..
من اما ...
آرام ...
آرام...
خمیده تر از رنگین کمان می شوم ...
بی رحمانه !!!
چرایش را ...
نمی دانم ...
این هفته ها خشک ماندن عادی ترین رویداد من است !






برچسبها:
دلم می خواهد بروم مدرسه جهانی " قهر آموزی ".
بروم سر کلاس بنشینم و جزوه ای که به تازگی از شهر کتاب خریده ام را باز کنم و دست زیر چانه ببرم و حسابی به حرفهای استادِ قهر، گوش بدهم.
دلم می خواهد تمام مِتُد های قهر آموزی و تمام سیاست های درگیرِ آن را یاد بگیرم.
امتحانمان تئوری و عملی باشد. تئوری را خیلی خوب پاسخ بدهم و عملی، یکی از پسرهای کلاس را انتخاب کنم.
روی صندلی ِ رو به رویم بنشانم و تمام سیاست ها و آموزش هایی که قبلا دیده ام را روی آن پیاده کنم.
انواع متُد ها، ناز و نوز های مختلف و روش های طلبکار بودن.
همچین دستِ پیش را پس بگیرم و ابرو بالا بیندازم که استادِ بالای سرم ایستاده کف بزند و بگوید تو یکی از بهترین شاگردهایِ این دوره ِ منی!
و من، با افتخار، مدرکم را به دست بگیرم و راه بروم و با هر که گفت " هی، بالای چشمت ابرو داری؟!
" قهر کنم و یک " ایش " ِ گنده نثارش کنم.
قهر آداب دارد. باید خوب نیت کرد و خوب مراحل را پیش برد.
گاهی نمی شود با همه ی آدم ها دوست بود و مدارا کرد
باور کن !






برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.