یک شـبی
همـــه ی خــودم را
در آغـــوشــت پـــیــدا کـــــنم !!
من هــم گـــاهی آغــوش میخواهـــم
دل کـه ایـــن چــیزهــا حــالیــش نیست
نــبودنت
نــداشتنت
دلـــم آغوشت را میخواهـــد بــرای هــمیشـــه ...






برچسبها:
در مورد نگاه مثبت ، يكي از اساتيد ايراني خاطره جالبي را كه مربوط به سالها پيش بود نقل ميكرد:
چندين سال قبل مشغول تحصيل در دانشگاه خارج از كشور بود. سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه كارگروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروههاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام ميشد.
توي كلاس، از دختري كه درست توي نيمكت بغليام مينشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه براي اين كار گروهي تصميمش چيه؟
گفت: اول بايد برنامه زماني رو ببينه.
ظاهراً برنامه دست يكي از دانشجوها به اسم فيليپ بود.
پرسيدم: فيليپ رو ميشناسي؟
كاترينا گفت: آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو ميشينه!
گفتم: نميدونم كيو ميگي!
گفت: همون پسر خوشتيپ كه معمولاً پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه!
گفتم: نميدونم منظورت كيه؟
گفت: همون پسري كه كيف و كفشش هميشه ست هست با هم!
باز هم نفهميدم منظورش كي بود! اونجا بود كه كاترينا صداشو يهكم پايين آورد و گفت: فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني كه روي ويلچير ميشينه.
اينبار دقيقاً فهميدم كيو ميگه، ولي به طرز غيرقابل باوري رفتم تو فكر. آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ويژگيهاي منفي و نقصها چشمپوشي كنه. چقدر خوبه مثبت ديدن كه حتي نگي معلول و بگي هموني كه رو ويلچر ميشينه.
يك لحظه خودمو جاي كاترينا گذاشتم، اگر از من در مورد فيليپ ميپرسيدن و فيليپو ميشناختم، چي ميگفتم؟ حتماً سريع ميگفتم همون معلوله ديگه! وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم.
شما چي فكر ميكنيد؟ چقدر عالي ميشه اگه ويژگيهاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقصهاشون چشمپوشي كنيم






برچسبها:
بــيـا تـا ليلی و مجنون شويم، افـسانه اش بـا من
بــيـا بـا من بـه شهر عــشق رو كــن، خـــانه اش بـا من
بــيـا تـا سـر بـه روی شـانـۀ هــم، راز دل گــویـيم
اگـر مـــويـت چــو روزم شد پـريـشان، شانـه اش بـا من
سـلام ای غـم، سـلام ای آشـنای مـــهربـان دل
پـــر پـــرواز وا كــن چــــون پــــرسـتـو، لانــه اش بـا من
مــگـو ديــوانـه كـو، زنـجـير گـيسو را ز هـم واكن
دل ديــــــوانــــه ديــــــوانــــه، ديــــــوانــــه اش بـا من
در اين دنــيای وا نــفـسای حـسرتـزای بی فردا
خـــدايا عــاشـقان را غــم مــده، شـكرانه اش بـا من
مــگو ديـگر سـمـنـدر، در دل آتـش نــمی سوزد
تو گـرمم كن بـه افسون، گـرمی افـسانه اش بـا من
چه بشكن بشكنی دارد، فلك در كار سرمستان
تو پـنهان بـشكن این، نـشكستن پـيمانه اش بـا من!






برچسبها:
تا حالابهت نگفتم ولی حالا میخوام بگم بی تو میمیرم…
میخوام بگم تو دنیای منی …
میخوام بگم دوستت دارم فقط به خاطر خودت !!
میخوام بگم شدی مجنون عشقم …
میخوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!
میخوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه!!
میخوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …
میخوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم …
میخوام بگم هرجور که باشی دوستت دارم !!
میخوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …
میخوام بگم هر شب با خیالت میخوابم !!!
میخوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!
میخوام بگم حاضرم قشنگترین لحظههام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم …
میخوام بگم یک لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!
میخوام بگم در حد پرستش دوستت دارم ..






برچسبها:







برچسبها:

لبهایت را به لبهایم نزدیک کن..
بگذار گرمی نفسهایت وجودم را بسوزاند..
نفسهایت با من حرف میزند..
و چه بلند فریاد میکشد..
با من بمان...
هیسسس ! یواشتر ، روزگار خواب است..
نگذار روزگار بیدار شود..
که لذت خاله بازی های ما را..
همچون پدری خشمگین..
از ما بگیرد..
بگذار بازدم تو دم من باشد..
بگذار هوا را بین لبهایمان قسمت کنیم..
بگذار.......







برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.