وقتی پرواز بهانه ای است برای ماندن
روی دایره چشمانت می لغزم
و بر بستر سخت شب ماهرانه می غلتم
با غلط گیر افکار سیاهم هر بار که
هاشور می زنم ، ذهنم را
تصویرت ظاهر می شود
از پس زایش قطره ای دلتنگ
که شادمانه بر پهنای صورتم می غلتد
شاعرانه ، چون سنجاقکی
به گوشه لبهای من سنجاق می شود
گوشه لبهای من
همان خالکوبی رویاهای تو
یادآور ثانیه ای شد که رنگش کردم
و جای سالهای دراز فروختم...
حالا من در مرکز دایره به تماشای تو ایستاده ام
که در کنار نشسته ای
بچرخان ، این دایره را
که مرگ فاصله ها
تابع قانون گریز از مرکز است
آه... ، متنفرم از دایره
گوشه ای ندارد
خاطرم در آن
بی مخاطره آرام گیرد






برچسبها:
به سان بوسه اي خسته
در شبي كوتاه
بر حباب گونه هايم نشستي
چونان لبخندي بلند
از لبان سوگوارم برخواستي
و واژه سكوت را
در هياهوي زندگي ام شكستي،
حالا با پلك زدني
نگاهت را مي تكاني
از خاطره هايت سر مي خورم
به بن بست سرد ترانه ها
پايان صف بهانه ها
وقتي آسمان ، آبستن ستاره ها است
و ابر ، بارور باران
خورشيد از پشت شانه هاي تو
طلوع مي كند
روزهام رنگ تو مي گيرد
و بي حضور تو
نعش ثانيه هايي روي دستم مانده
كه دستاورد پر التهاب
دردواره هاي پاييز است
كمي آسمان بپاش
بر اين معبر تنگ زندگي ...
بوسه اي خسته
در به در ،
دنبال لب هاي توست...!!






برچسبها:
تبعید می شوم به دورترین نقطه ذهن تو
مستعمره کوچکی
که روزی قلمرو طولانی عشق من بود...
هنوز پژواک خنده هایت
افق یاد مرا چه ظالمانه سرد می کند
وقتی آرزوهایم را آبستن بودی
کدام وسوسه ناپیدا
نطفه نابارور آمالم را سقط کرد
که اندام لاغر قرارمان
تندیس زشتی از یخ شد؟!
-حالا- من
این روزهای خاکستری بی خاطره را
چه ماهرانه آبرنگی در دست گرفتم
تا از صحنه تکراری این بغض
تصویری ماندگار سازم
پی نوشت:
1 – آرزوهایم کوتاه آمده اند! می خواهم از فاصله ها پیاده شوم...
2 – می خواهی چند روزی فقط مال خودت باشی؟
3 – عطش دستانم گرُُ گرفته و انگشتان بی هوشم تشنه ی شانه های تو...
4 – راستی ... چشمانم چقدر از نگاه خالی اند!!!






برچسبها:
اگر پاسخ گزینه ی 1 یعنی هویچ است شما به راحتی له خواهید شد و همیشه غر خواهید زد
اگر گزینه ی 2 است مانند یک تخم مرغ زیاد مانده در آب جوش سخت و سفت خواهید شد و دیگران را را از خود رنجیده می کنید
اما اگر گزینه ی 3 است شما موفق خواهید شد و حتی آب جوش را هم به رنگ خود در می آورید
در مقابل سختی ها مانند قهوه ای در آب جوش باشی






برچسبها:
بیشترماازگفتن حقیقت فراری هستیم.....
میترسیم واقعیت ها روبیان کنیم...بگیم کی هستیم.....
چه کردیم و کجای دنیاایستادیم!
تاحالاشده انگشت اشاره گناه روکه به سمت دیگری گرفتی نگاه کنی؟خوب نگاه کنی؟
وقتی درست نگاه کنی میبینی انگشت اشاره به سمت دیگریست و 3انگشت دیگرت به سمت خودته!
همه ماگناه کردیم.....هنوزم گاهی مرتکب گناه میشیم......
خواسته یاناخواسته!!
میخوام همین جادادبزنم وبگویم :
دردنیا شکست وقتی معنا پیدا می کند که فقط دست از انجام کار برداری پس
برای اهدافت بجنگ ورویا هایت را هیچ گاه فراموش نکن
تازه فهمیده ام انگشت اشاره من مقصررانشانم میدهدومن نمیبینم آن مقصراصلی را!
وقتی می بینی در زندگی ات ناگهان طوفانی به راه افتادپشتت نلرزد،
فقط پوزخندی به آن بزن و به راهت ادامه بده چون
نردبان زندگی ات به خدا تکیه دارد نه بنده خدا!






برچسبها:
امیرمحمدجونـــــــــــــــــــــم بخداخیلی دوست دارم بیشترازهمه ....
6روزپیشم نبودی،خیلی برام سخت گذشت....نبودنت کنارم بهم نشون دادوقتی میرم دانشگاه وتوتنهامیمونی خونه چقدربهت سخت میگذره!!
6روزبدون تو....بدون حس کردن تو گذشت....امــــــــــــــــــــــاخاطره اش هیچ گاه فراموشم نمیشه....
امیرمحمدجونـــــــــــــــــــم دوستت دارم
ازآدم هایی که باعث جدایی من وتوشدن بیزارم...ازتمام نظراتشون متنفرم
گاهی ازتمام دوستانم که من رو ازت جداکردن ،حتی ازخودم متنفرمیشم
ازتمام کلماتی همچون:
واقعاپسرت إ ؟؟اصلا بهت نمیادمتأهل باشی چه برسه به بچه داشتن!
این کیه کنارت؟پســـــــــــــــرت؟؟واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیرمحمدم؟عسل زندگی من،نفس من؟عمرمن؟عشق درونی من؟
حلالم کن بخاطر:
تمام لحظاتی روکه باید کنارت میبودم امــــــــــــــــــانبودم
تمام دقایق و ثانیه هایی که تنهاگذاشتمت رفتم دنبال علایق هنریم
بخداوندی خداقسم امیرمحمــــــــــــــــــــــــــدجانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم بی تو نفس ندارم






برچسبها:
سلام
داشتم دنبال مطالب جدیددرگوگل میگشتم......ناگهان پنجره ای برایم چشمک زدومن بازش کردم!
جالب بودبرام.................
هرکس توی این دنیاعشق روبه زبون خودش معنامیکنه.....یکی عاشقه،یکی شبیه عاشقاست....
ازخودم پرسیدم عشق چیه؟؟؟؟
محبت کردن یک طرفه؟ شایدم دوطرفه؟شایدم.....توبگو؟؟؟توای دوست من؟بگو.....
بنظرمن همه ماگمشده ای داریم که هرلحظه به دنبالش میگردیم....کاش عینک چشم هایمان راپاک میکردیم تاببینیم گمشده امان کنارمان است همین نزدیکی ها....
فقط آنقدرغرق دریافتنش شده ایم که نمیبینیم.






برچسبها:
.: Weblog Themes By Pichak :.